نجم الدين الكبرى ( مترجم : محمد باقر ساعدى خراسانى )
49
فوائح الجمال وفواتح الجلال ( فارسى )
بيرون است « 1 » . خداى را به خداى توان شناخت كه : « عرفت ربى بربى » به چراغ آفتاب را نتوان ديد « 2 » فخر رازى بهغايت متأثر شد و سؤال كرد كه مرا چگونه آشناى حق مىگردانى و بكدام وسيله بمقام معرفت مىرسانى ؟ شيخ فرمود : بطريق اطاعت و بذل طاقت ، به قدر استطاعت و به خلع لباس وجود و در مقام مشاهده فانى گشتن از شهود و افتخار مجازى را كه عبارت از ناموس فخر رازى است ، بيرون در گذاشتن و در خلوتخانهء راز علم نيازمندى در محبت بىنياز بر افراشتن و نامهء هستى در نوشتن و در اوان ظهور الوهيت متحقق بحقايق اين گشتن « 3 » فخر رازى مىگويد هيچ نتوانستم گفت در خاطرم گذشت كه آيا شيخ را معلوم شده است كه من هزار دليل در وحدانيت الهى نوشتهام . حضرت شيخ را بنور ولايت ظاهر شده فرمود كه : من از آن دانا بيزارم كه خداى را به استدلالات عقلى شناسد فى الحال در قدم شيخ افتادم و مريد شدم « 4 » دست ارادت شيخ گرفت و به تلقين ذكر و تعليم طريق توجه به خلوت در آمد و به نفى خواطر مشغول شد و حضرت شيخ مراقب حال او مىبود و امام را خاطر به مأنوسات اوراد ، دقايق تنزيل و حقايق تاويل و اسرار رياضى و معقول و غوامض
--> ( 1 ) - ينبوع الاسرار فى نصائح الابرار ص 42 و 43 . ( 2 ) - روضات الجنان و جنات الجنان ج 2 ص 326 . ( 3 ) - ينبوع الاسرار فى نصائح الابرار ص 43 . ( 4 ) - روضات الجنان و جنات الجنان ج 2 ص 326 .